یاد بگیرین

خرید بک لینک

اقا تو مطب دکتر بودیم. بغل دستیم موهای پرپشتی داشت. بهش گفتم: اقا موهاتون خیلی پرپشته. گفت ممنون. نمیدونم چرا رنگ صورتش یدفعه سرخ شد. بهش گفتم الان این اقای روبه روییتونو ببینید کچله! گفت خوب کچل باشه نباید که مسخرش کرد! نمیدونم چرا پیشونیش داشت عرق می کرد. گفتم حالا یکم مسخره کنیم چی میشه مگه؟! اینو که گفتم فیش نوبتش از دستش افتاد خم شد که برش داره کلاگیسشم افتاد. داشتم از شرمندگی میمردم از خجالت سرمو گذاشتم رو شونشو اروم بهش گفتم غلط کردم. دوتامون خشک شدیم اون ازخجالت من از شرمندگی

خنــــده و شــــــادی...

ما را در سایت خنــــده و شــــــادی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: طنزگو بازدید: 153 تاريخ: يکشنبه 10 دی 1391 ساعت: 17:48

صفحه بندی